فرهنگ آریان‌پور

رنجاننده

#۱۰۴٬۵۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

disobliging

رنجاننده، دل شکننده، نامهربان

۲

offensive

مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله

۳

irritating

برانگیزنده، خشم آور، برخورنده، رنجاننده، سوزش آور، محرک، مهیج