فرهنگ آریانپور
رنجاور
#۱۰۴٬۵۰۶
evil
بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان
sore
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک
cruel
بیرحم، ظالم، ستمکار، ستمگر، بیدادگر
hurtful
پر آزار، مضر
irksome
خستگى آور، کسل کننده، متنفر، آزرده
weighty
سنگین، و زین، موثر، سنجیده، با نفوذ، پربار
miserable
بدبخت، تیره روز، تیره بخت
oppressive
ستم پیشه، خورد کننده، ناراحت کننده، غم افزا
impossible
غیر ممکن، امکان نا پذیر، نشدنى، ناممکن، محال
distressful
اندوهناک، پریشان