فرهنگ آریان‌پور

رنجانیدن

#۱۰۴٬۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

disoblige

رنجانیدن، دل کسى را شکستن، تقاضاى کسى را انجام ندادن، منت ننهادن بر، ممنون نکردن

۲

pinprick

خلیدن با نوک سنجاق، رنجانیدن

۳

displease

خوش آیند نبودن، رنجانیدن، دلگیر گردن

۴

dissatisfy

ناخرسند کردن، ناراضى کردن، ناخشنود کردن، رنجانیدن