واژههای فارسی←فهرست الفبایی←غ←غذگروه الفباییواژههای «غذ…»صفحه ۱ از ۱ · ۸۳ واژهغذامعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - اعتصاب -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - باقیمانده -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - بی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - جاشنی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - میز -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا - هم -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا بسیارمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا پوئیدن - بدنبال -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا خوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا خوردن - صدا -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا خوری سرباز خانه - سالن -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا دادن - باقاشق -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا در رستورانمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا دهندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا ذخیره کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا را سرخ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا غیره - لباس -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا کردن - تامین -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا که با گوشت - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا و پخت - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا و پخت و پزمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا و منزل مجانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا یا اشامیدنی اشتها اور قبل از غذامعنی و ترجمه انگلیسی ←غذا یا خواربار تهیه - دوباره -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذا یا مشروبی را - تمام -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذائیت دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذاخوری - وقت -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذاهای فرعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذاهای گوناگون - خورنده -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذاهای متنوع که شخص - میز -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذاهای مرکب از جانوران دریاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای ارزان در برخی رستوران هامعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای اشتها اورمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای اصلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای امادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای ایتالیایی از گوشت - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذای بدبومعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای پختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای پرندگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای پف دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای تهیه شده به روش مخصوصمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای جوجهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای چسبناکمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای چینی - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذای دریاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای ذرتمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای رقیق و بی مزهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای روزمرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای روی میزمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای زندانیان و غیره - اعتصاب -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذای سالممعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای سبکمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای سویسی - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذای شیرینمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای طبیعی بدون اضافاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای غیر کافی خوردن یا دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای کافیمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای گرممعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای گیاهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای لذید اضافه بر برنامه معمولیمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای لذیذ - متخصص -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذای مایعمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای مایعی مرکب از گوشت یا ماهی و حبوبات و سبزی های پختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای محدود خوارمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای مختصرمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای مرکب از گوشت - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذای مرکب از لوبیا و مغز ذرت پختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای مفصلمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذای ناسالممعنی و ترجمه انگلیسی ←غذاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی - پرهیز -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی - شیره -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی - ماده -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی - مسمویت -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی - هم -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی حاد - مسمومیت -معنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی شبیه اش جومعنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی که از غلات تهیه شده و با شیر به عنوان صبحانه مصرف می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←غذایی که هم به جای ناشتا و هم به جای ناهار صرف شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←صفحه قبل۱ / ۱صفحه بعد