واژههای فارسی←غذاهای فرعیفرهنگ آریانپورغذاهای فرعی#۱۴۱٬۷۵۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱side dishغذاهاى فرعى (مثل آش وکوکو و غیره که در سر سفره گذارند)واژههای نزدیک در الفباغذا و منزل مجانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذا یا اشامیدنی اشتها اور قبل از غذامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذا یا خواربار تهیه - دوباره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذا یا مشروبی را - تمام -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذائیت دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذاخوری - وقت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر