واژههای فارسی←غذایی - هم -فرهنگ آریانپورغذایی - هم -#۱۴۱٬۷۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱messیک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردنواژههای نزدیک در الفباغذای مختصرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای مرکب از گوشت - نوعی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای مرکب از لوبیا و مغز ذرت پختهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای مفصلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای ناسالممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر