واژههای فارسی←غذای چسبناکفرهنگ آریانپورغذای چسبناک#۱۴۱٬۷۶۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sloshلجن، گل، غذاى چسبناک، مشروب لزج، در آب چلپ و چلوپ کردن، خود را بالجن و گل ولاى آلودن، ول گشتنواژههای نزدیک در الفباغذای بدبومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای پختهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای پرندگانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای پف دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای تهیه شده به روش مخصوصمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغذای جوجهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر