گروه الفبایی

واژه‌های «رش…»

صفحه ۱ از ۲ · ۲۲۳ واژه

رشمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشامعنی و ترجمه انگلیسی ←رشاءمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشادمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشادتمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشادت امری مواجه - دلیری -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشت - درحال -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشتاکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشتمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشتمانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته - تشکیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته - رشته -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته - نازک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته اختصاصیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته‌ اصلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته الفباییمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته‌ اموزشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای - پرونده -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای - تک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای - لامپ -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از اتم شناسی که در باره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از زیست شناسی که از اجتماعی موجودات و تاثیر انها بر یکدیگر بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از زیست شناسی که در باره طرز انتشار و پخش حیوانات و نباتات بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علم انسان شناسی که در باره تاثیر اوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علم پزشکی که در باره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علم پزشکی که در باره بیماری دستگاه ادراری و تناسلی بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علم در باره فساد و خرابی نژادمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علم شیمی که در باره اثر نور در مواد شیمیایی بحث می نمایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علم مکانیک که در باره نیرو و تحولات ان بحث می کنندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از علوم که در باره پیری و مسائل مربوط به سالخوردگان بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از فیزیک که در باره تبادلات و اثرات اجسام درحرارت های پایین گفتگو می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات را با محیط اطراف خود مورد بحث قرار می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ای کردن - دو -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته باریک پرمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته بیماری های گوش و گلو و بینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته پرستاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته پژوهشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته پلکان - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته پوچمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته تحصیلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته تخصصیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته تهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ثانوی یا فرعی - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته جبال تیز و دندانه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته دار - سر -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته داستانمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته دخشه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته دوستیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ذره ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته رشتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته رشته سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته رشته شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته رشته کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته رشد کننده قارچمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته سازمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته سازی - رشته -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته سانمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته شدن - رشته -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته عصبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته عملیات جنگی - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته فرعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته فرنگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته فرنگی - خوراک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته فرنگی پر از - خوراک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته فرنگی لوله لوله و کوتاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته کامپیوترمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته کردن - رشته -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته‌ کوهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته کوه تیز و دندانه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته‌ کوه های‌ الپمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته لیفیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته مانند - شیشه -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته محبتمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته مسلسلمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته مغزی و ستون فقراتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته نمادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته واحد تاب نخورده - تاریا -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ویژهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ها و میله های درهم و بر هم مجهز کردن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته های درهم و بر هم راه اهن و مانند انمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته های صوتی یا اواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته های علوم‌ انسانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته های نخ را به طور موازی قرار دادن و رشته های عمودی را از لای انها گذراندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته ی اتاق - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشته یا وسیله بستنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشته یادداشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشتی - زنبق -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشحهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد - دوره -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشد - عامل -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشد - عدم -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشد - قابل -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشد از درونمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد اضافیمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد انگیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد با هممعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد با یکدیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد بازماندن - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←رشد بافت های لنفاوی در بخش فوقانی‌ گلومعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد بهاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد بی سابقه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد بیش از اندازه ی سر و دست و پا در اثر ترشح زیاد غده ی هیپوفیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد پیدا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد پیوستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد تواممعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد توام با عدم تقسیم یاختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد ثانویمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد جمعیت به میزان صفرمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←رشد دادن به شکل معینمعنی و ترجمه انگلیسی ←