واژههای فارسی←رشته عصبیفرهنگ آریانپوررشته عصبی#۱۰۳٬۲۵۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱nerveعصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدنواژههای نزدیک در الفبارشته ای از علوم که در باره پیری و مسائل مربوط به سالخوردگان بحث می کندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرشته ای از فیزیک که در باره تبادلات و اثرات اجسام درحرارت های پایین گفتگو می کندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرشته ای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات را با محیط اطراف خود مورد بحث قرار می دهدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرشته ای کردن - دو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرشته باریک پرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرشته بیماری های گوش و گلو و بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر