رشته
#۱۰۳٬۲۰۵
filament
رشته، تار، لیف، (گیاه شناسى) میله اى، میله
ghat
(ghaut =) ـ گردنه، رشته، سلسله، سلسله کوه، پلکان
line
خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)
rank
رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف
field
میدان، زمین، صحرا، دشت، کشتزار، دایره، رشته، به میدان یا صحرا رفتن، پایکار
chain
زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن
fiber
(fibre =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر
fibre
(fiber =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر
ghaut
(ghat =) ـ گردنه، رشته، سلسله، سلسله کوه، پلکان
reeve
(جانور شناسى) یلوه ماده، کدخدا، کلانتر، آغل گوسفند، مرغدانى، طناب، رشته، طناب را از شکاف یا سوراخ گذراندن، از تنگنا یا جاى باریکى گذشتن، نخ را از سوراخ سوزن گذراندن، خم کردن، پیچاندن
thread
نخ، رگه، نخ کردن، بند کشیدن، ریسمان، قیطان، رزوه، شیار داخل پیچ و مهره، شیار، برجستگى، رشته، نخ کشیدن به، موجى کردن، داراى خطوط برجسته کردن، حدیده و قلاویز کردن، رشته رشته شدن، مثل نخ باریک شدن دانش و فعالیت علمی و غیره
branch
شاخه، شاخ، فرع، شعبه، رشته، بخش، شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، گل و بوته انداختن، جوانه زدن، به راه جدیدى رفتن، انشعاب
catena
زنجیر، رشته، سلسله
catenae
زنجیر، رشته، سلسله
ligature
بخیه زنى، بند، نوار، زخم بند، شریان بند، شریان بندى، رشته، رباط، طلسم، (موسیقى) خط پیوند، خط ارتباط، کلید کوک سازهاى زهى، دو یا چند حرف متصل به هم