گروه الفبایی

واژه‌های «تر…»

صفحه ۶ از ۱۱ · ۱٬۳۰۸ واژه

ترس - بیگانه -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس - شرمنده -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس - موجب -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس از اب - مرض -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس از انگلیسها - بیزاری -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس‌ از بلندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس از بلندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس‌ از جاهای بلندمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس از دردمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس از فضای تنگ - مرض -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس از مکان های شلوغمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس‌ انگیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس‌ اورمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس اورمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس بدونمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس بی جامعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس بی جا - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس بیخودمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس بیم از خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس داشتن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس دولاشدن - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس زیادمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس شدیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس شدید داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس‌ گسترمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس‌ گستریمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس ناگهانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس ناگهانی - اضطراب -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس ناگهانی و بی دلیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس ناگهانی یک گله اسبمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و اندوهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و بیزاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و لرزمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و لرز - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و لرز داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و نومیدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و نومیدی - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و وحشت - مایه -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترس و وحشت در مردم ایجادمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترس همراه با احتراممعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسامعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسان و لرزانمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترساندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترساندن - لولو -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترساندن سختمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترساندن و دور کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسانندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسانیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترساورمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسناکمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسناک کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسناک و حشت اورمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسناکانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسناکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسنده از صدای تفنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسومعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسو ادممعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسو و بی اثر ادممعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسو و پستمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسووارمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسی - بیگانه -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترسی - نور -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیده‌ از صدای تیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیممعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم اماریمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم بانقطهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم بدمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم بیضی - الت -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم خطمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم شده بر نقطه - منحنی -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم‌ کردن با نقطهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم‌ کردن سیرت‌ کسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم‌ کردن منش‌ کسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم‌ کردن ویژگی های چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم‌ کردن ویژگی های‌ کسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم مکانیکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم نقشه - فن -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیم نمودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیمات برجستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیمات برجسته - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیمهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیمه‌ ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترسیمی - حل -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترشمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش - جوش -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترش - خمیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترش بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش رومعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش روییمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش زبانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش شدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش شدن شیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش‌ کردگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش مزهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش مزه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش میوه نرسیده - اب -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترش نشدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترش نواحی شمال شرقی - انگور -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترش و شیرینمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترشامعنی و ترجمه انگلیسی ←ترشاندن شیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترشحمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترشح - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترشح - صدای -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترشح - قطع -معنی و ترجمه انگلیسی ←ترشح التهابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترشح بزاقمعنی و ترجمه انگلیسی ←ترشح چرکمعنی و ترجمه انگلیسی ←