فرهنگ آریانپور
ترسیدن
#۵۶٬۰۴۸
bash
بر هم زدن، ترساندن، دست پاچه نمودن، شرمنده شدن، ترسیدن، خجلت
fear
ترس، بیم، هراس، ترسیدن (از)، وحشت
abhor
تنفر داشتن از، بیم داشتن از، ترس داشتن از، ترساندن، ترسیدن
dread
ترس، بیم، وحشت، ترسیدن (از)
quail
(جانور شناسى) بلدرچین، وشم، بدبده، شانه خالى کردن، از میدان دررفتن، ترسیدن، مردن، پژمرده شدن، لرزیدن، بى اثر بودن، دلمه شدن
scare
ترساندن، چشم زهره گرفتن، هراسانده، گریزاندن، ترسیدن، هراس کردن، بیم، خوف، رمیدگى، رم، هیبت، محل هراسناک
spook
روح، شبح، دیو، جن، ترساندن
chicken
جوجه مرغ، پرنده کوچک، بچه، مرد جوان، ناآزموده، (زبان عامیانه) ترسو، کمرو