فرهنگ آریان‌پور

ترسیدن

#۵۶٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bash

بر هم زدن، ترساندن، دست پاچه نمودن، شرمنده شدن، ترسیدن، خجلت

۲

fear

ترس، بیم، هراس، ترسیدن (از)، وحشت

۳

abhor

تنفر داشتن از، بیم داشتن از، ترس داشتن از، ترساندن، ترسیدن

۴

dread

ترس، بیم، وحشت، ترسیدن (از)

۵

quail

(جانور شناسى) بلدرچین، وشم، بدبده، شانه خالى کردن، از میدان دررفتن، ترسیدن، مردن، پژمرده شدن، لرزیدن، بى اثر بودن، دلمه شدن

۶

scare

ترساندن، چشم زهره گرفتن، هراسانده، گریزاندن، ترسیدن، هراس کردن، بیم، خوف، رمیدگى، رم، هیبت، محل هراسناک

۷

spook

روح، شبح، دیو، جن، ترساندن

۸

chicken

جوجه مرغ، پرنده کوچک، بچه، مرد جوان، ناآزموده، (زبان عامیانه) ترسو، کمرو