فرهنگ آریان‌پور

ترسیمه

#۵۶٬۰۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

chart

نمودار، نقشه، جدول (اطلاعات)، گرافیگ، ترسیم آمارى، بر روى نقشه نشان دادن، کشیدن، طرح کردن، نگاره

۲

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۳

diagram

شکل هندسى، طرح، خط هندسى، نمودار، نما