فرهنگ آریان‌پور

ترشح

#۵۶٬۰۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

splutter

ترشح، صداى چلپ و چلوپ زیاد، اخ تف کردن، اهن و تلپ کردن، ترشح کردن

۲

sprinkle

ترشح، ریزش نم نم، پوش باران، چکه، پاشیدن، ترشح کردن، پاشیده شدن، گلنم زدن، آب پاشى کردن

۳

spray

شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ

۴

spatter

پاشیدن، آلودن، ترشح، ترشح کردن، مقدار کم

۵

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده

۶

secretion

تراوش، ترشح، دفع، پنهان سازى، اختفا

۷

transudate

فرانشت، مواد فرانشت شده، مواد مترشحه، ترشح، عرق، تراوش

۸

transudation

فرانشت، تراوش، ترشح، نفوذ، رسوخ، عرق

۹

transpiration

فراتراوش، ترشح، خروج، نفوذ، افشاء، تعرق، نشر، حلول

۱۰

leakage

تراوش، نشت، چکه، کمبود، کسر، کسرى، فاش شدگى (اسرار)، مقدارى که معمولاً براى کسرى در اثر نشتى درنظر مى گیرند

۱۱

exudation

تراوش، برون نشست