گروه الفبایی

واژه‌های «بر…»

صفحه ۱۹ از ۲۳ · ۲٬۷۴۳ واژه

برنامه دادن بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه دار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه درسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ذهنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه روزمرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریز اپرامعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریز بالهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی خطیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی شده - مقابله -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی غیر خطیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی محصولاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی نشدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی نشده - توقف -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ریزی و اجرامعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه زامعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه زدایی‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه زمان بندی شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه زمانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه زمینه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه سازمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ساعات کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه سالیانه ی عشاء ربانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه سفرمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه طولانی تلویزیونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه عملمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه عملیات پیش‌ از پرتابمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه فرستنده رادیویی و - وقفه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه‌ کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه‌ کار را ریختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه‌ کار گروه بخصوصمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه‌ کارصنف بخصوصمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه‌ کلوب های شبانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه کنترل - شاه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه گذاردن - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه موسیقی‌ کلاسیکمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نگهداشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نمایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نوشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویس سیستممعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویس کاربردیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویس نسبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسی - ادوات -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسی - درشت -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسی - ریز -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسی - زبان -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه نویسی - ورقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ورزشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ورود و خروجمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه های اموزشی تلویزیونی - دوره -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه های تلویزیونی نگاه - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه های ورزشی رادیو و تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه هنری هم نوازانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ی پرداخت‌ اقساطیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ی حرکت‌ اتوبوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه ی دراز مدتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه یک بارهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنامه یکنواختمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنایشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برناییمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنئومعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج اسیاب نکردهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج بوجاری نشدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج ریزمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج سازمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج فاممعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج قهوه‌ ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنج وحشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجاسپمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجاسفمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجاسف کوهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنجی دارای صدای بم - شیپور -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنجی صدا بلند - شیپور -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنجی مارپیچی - شیپور -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنجی یا فلزی - استر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنجینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنچوب نرم و زنده پوست درختمعنی و ترجمه انگلیسی ←برندگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←برندگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - بالا -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - بیرون -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - تحلیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - تو -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - رشک -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - رنج -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - فایده -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده - یورش -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده بازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده پرچممعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده تمام پولهامعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده جایزهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده جایزه نوبلمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده دو گانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده زمستان - بسر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده زن - ارث -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده غیرمترقبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده فشار خون - بالا -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده گل ولای - فرو -معنی و ترجمه انگلیسی ←برنده گلدان جایزه در مسابقه نهاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده مدالمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده مسابقهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده مقام قهرمانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده ی مسلممعنی و ترجمه انگلیسی ←برنده یا درندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←