فرهنگ آریان‌پور

برنامه ریزی

#۲۸٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

schematization

بدعتکارى، طرح ریزى، برنامه ریزى

۲

planning

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن plan