فرهنگ آریان‌پور

برنده

#۲۸٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cutter

برنده، آلت تراش، نوعى کرجى، دندان پیش

۲

winner

برنده بازى، برنده، فاتح

۳

winning

برنده، دلکش، فریبنده، برد، فتح و ظفر

۴

deferent

برنده، بیرون برنده، خروجى

۵

incisive

برنده، قاطع، دندان پیشین، ثنایا، تیز، نافذ

۶

scissile

برنده، قطع کننده

۷

trenchant

برنده، تیز، بران، نافذ، قاطع، قطعى، سخت

۸

conductive

برنده، رسانا

۹

cutting

مقطع، برش، برنده، قلمه گیاه، قلمه زنى، برش روزنامه

۱۰

dissolvent

محلل، گدازنده، حل کننده، برنده، مبطل

۱۱

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق

۱۲

bearer

حامل، درخت بارور، در وجه حامل

۱۳

biting

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite

۱۴

gainer

نفع بر، کسى که سود مى برد، استفاده کننده، درخت ارغوان، شیرجه از پشت

۱۵

efferent

بیرون بر، و ابر، رگ بیرون بر، وابران سخن‌