فرهنگ آریانپور
برنده
#۲۸٬۹۵۲
cutter
برنده، آلت تراش، نوعى کرجى، دندان پیش
winner
برنده بازى، برنده، فاتح
winning
برنده، دلکش، فریبنده، برد، فتح و ظفر
deferent
برنده، بیرون برنده، خروجى
incisive
برنده، قاطع، دندان پیشین، ثنایا، تیز، نافذ
scissile
برنده، قطع کننده
trenchant
برنده، تیز، بران، نافذ، قاطع، قطعى، سخت
conductive
برنده، رسانا
cutting
مقطع، برش، برنده، قلمه گیاه، قلمه زنى، برش روزنامه
dissolvent
محلل، گدازنده، حل کننده، برنده، مبطل
keen
تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق
bearer
حامل، درخت بارور، در وجه حامل
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
gainer
نفع بر، کسى که سود مى برد، استفاده کننده، درخت ارغوان، شیرجه از پشت
efferent
بیرون بر، و ابر، رگ بیرون بر، وابران سخن