فرهنگ آریان‌پور

برنامه ریزی شده

#۲۸٬۸۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

programmed

برنامه، برنامه نوشتن، (programme) برنامه، دستور، نقشه، روش کار، پروگرام، دستور کار، برنامه تهیه کردن، برنامه دار کردن program ـ (66)