فرهنگ آریان‌پور

برنجی

#۲۸٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

brazen

برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن

۲

brass

برنج (فلز)، پول خرد برنجى، بى شرمى، افسر ارشد

۳

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج

۴

brassiness

بى شرمى، نابخردى، فرومایگى، پستى، برنجى