واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ب←بجگروه الفباییواژههای «بج…»صفحه ۱ از ۱ · ۲۲ واژهبجمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجامعنی و ترجمه انگلیسی ←بجا - رفتار -معنی و ترجمه انگلیسی ←بجا اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجا بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجا گذاشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجا نمودار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجان کسی افتادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجانب فضامعنی و ترجمه انگلیسی ←بجایی نرسیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجث در امور اخلاقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجز - فقط -معنی و ترجمه انگلیسی ←بجز این کهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجسمی که به وسیله جریان برق فاسد یا تحلیلی می گرددمعنی و ترجمه انگلیسی ←بجنایت - اتهام -معنی و ترجمه انگلیسی ←بجنایت کردن - متهم -معنی و ترجمه انگلیسی ←بجنب!معنی و ترجمه انگلیسی ←بجنگل یا شکارگاه - تبدیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←بجنوب - متمایل -معنی و ترجمه انگلیسی ←بجنون جوانی - مبتلا -معنی و ترجمه انگلیسی ←صفحه قبل۱ / ۱صفحه بعد