واژههای فارسی←بجسمی که به وسیله جریان برق فاسد یا تحلیلی می گرددفرهنگ آریانپوربجسمی که به وسیله جریان برق فاسد یا تحلیلی می گردد#۲۴٬۹۴۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱electrolyteبجسمى که به وسیله جریان برق فاسد یا تحلیلى مى گرددواژههای نزدیک در الفبابجانب فضامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبجایی نرسیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبجث در امور اخلاقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبجزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبجز - فقط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبجز این کهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر