فرهنگ آریان‌پور

بجز

#۲۴٬۹۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bating

بجز، به استثناء

۲

barring

بجز، به استثناء

۳

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۴

than

نسبت به، تا، که، تا این که، بجز، غیر از

۵

save

نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که

۶

except

مستثنى کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن جز، بجز، مگر، به استثناى، غیر از، سواى