فرهنگ آریان‌پور

حل کردنی

#۷۶٬۵۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

solvency

حل شدنى، حل کردنى، تحلیل بردنى، پرداختنى، عدم اعسار، ملائت، قدرت پرداخت دین