واژههای فارسی←حل شده - جسم -فرهنگ آریانپورحل شده - جسم -#۷۶٬۵۸۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱solute(معنى مجازى) شل، صحافى نشده، به هم نپیوسته، جسم حل شده، موجود در محلولواژههای نزدیک در الفباحلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل - راه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل - قابل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل - قابلیت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل بطریق جبری - قابل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر