واژههای فارسی←حل کردن مسئلهفرهنگ آریانپورحل کردن مسئله#۷۶٬۵۹۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱solveحل کردن، رفع کردن، گشادن، باز کردن۲unravelاز هم باز کردن، از گیر در آوردن، حل کردنواژههای نزدیک در الفباحل شدنی در ابگونهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل شده - جسم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحل کردن به طور قاطعمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر