فرهنگ آریان‌پور

جماعت

#۶۷٬۵۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

congregation

جماعت، دسته، گروه، حضار در کلیسا

۲

posse

نیروى اجتماعى، قدرت قانونى، دسته افراد پلیس، جماعت، قدرت، امکان

۳

passel

دسته، جماعت، گروه کثیر

۴

school

مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن

۵

stream

مسیل، نهر، جریان، رود، جوى، جماعت، جارى شدن، ساطع کردن، به طور کامل افراشتن (پرچم) ـ

۶

mob

انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن

۷

clan

خاندان، خانواده، طایفه، قبیله، دسته

۸

folk

مردم، گروه، قوم و خویش، ملت

۹

host

گروه، ازدحام، دسته، سپاه، میزبان، صاحبخانه، مهمان دار، انگل دار

۱۰

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۱۱

force

زور، نیرو، جبر، عنف، نفوذ، (در جمع) قوا، عده، شدت عمل، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، درهم شکستن، قفل یا چفت را شکستن، مسلح کردن، مجبور کردن به زور گرفتن، به زور باز کردن، بى عصمت کردن، راندن، بیرون کردن، با زور جلو رفتن، تحمیل، مجبور کردن

۱۲

group

گروه، گروه بندى کردن، دسته، انجمن، جمعیت، دسته دسته کردن، جمع شدن

۱۳

sphere

کره، گوى، جسم کروى، فلک، گردون، دایره، محیط، مرتبه، حدود فعالیت، دایره معلومات، احاطه کردن، به صورت کره درآوردن

۱۴

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن

۱۵

communion

مشارکت، آئین عشاء ربانى، صمیمیت و همدلى

۱۶

concourse

گروه، محل ملاقات، محل اجتماع، محل تلاقى چند خیابان یا جاده