فرهنگ آریان‌پور

جماع‌ کردن (2)

#۶۷٬۵۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

screw

پیچ خوردگى، پیچاندن، پیچیدن، پیچ دادن، (به وسیله پیچ) وصل کردن، گائیدن، پیچ، پیچ کردن