فرهنگ آریان‌پور

جماع‌ کردن

#۶۷٬۵۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fuck

گائیدن، سپوختن

۲

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۳

romance

افسانه، رمان، کتاب رمان، داستان عاشقانه، به صورت تخیلى در آوردن

۴

copulate

مقاربت جنسى کردن