فرهنگ آریان‌پور

جماع کردن

#۶۷٬۵۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

jape

فریب، لطیفه، گول، شوخى، دست انداختن شخص، طعنه، فریب دادن، لطیفه زدن، مسخره کردن، گمراه کردن، جماع کردن

۲

dight

ملبس کردن، آماده کردن، مجهز کردن، جماع کردن

۳

meddle

میان، وسط، مرکز، کمر، میانى، وسطى، در وسط قرار دادن، فضولى کردن، دخالت بى جا کردن، مداخله کردن، مخلوط کردن، آمیختن، پراکنده کردن، جماع کردن، ور رفتن