فرهنگ آریان‌پور

تعمق‌ کردن

#۵۸٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ponder

سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش

۲

deliberate

تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن

۳

reflect

بازتاب دادن یا یافتن، منعکس کردن، برگرداندن، فکر کردن، منتج شدن به، بازتابیدن، تامل کردن

۴

cogitate

اندیشه کردن، درعالم فکر فرورفتن

۵

meditate

تفکر کردن، اندیشه کردن، قصد کردن، تدبیر کردن، سربجیب تفکر فرو بردن، عبادت کردن

۶

ruminate

نشخوار کردن، اندیشه کردن، دوباره جویدن