فرهنگ آریانپور
تعمدی
#۵۸٬۳۱۶
studied
از روى مطالعه، دانسته، عمدى، تعمدى، از پیش آماده شده
willful
(wilful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل
witting
(بیشتر در جمع) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدى
conscious
هوشیار، به هوش، آگاه، با خبر، ملتفت، وارد
voluntary
ارادى، اختیارى، داوطلبانه، به خواست