فرهنگ آریان‌پور

تعمد کردن

#۵۸٬۳۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

deliberate

تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن