فرهنگ آریان‌پور

تعمداً

#۵۸٬۳۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

wittingly

دانسته، عمداً، تعمداً، قصداً

۲

deliberate

تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن