واژههای فارسی←تعمدفرهنگ آریانپورتعمد#۵۸٬۳۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱witting(بیشتر در جمع) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدى۲premeditationقصد قبلى، عمد willfulnessواژههای نزدیک در الفباتعلیمات اجتماعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعلیمات مدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعلیمات مقدماتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعلیمات نظامی نیروی دریایی - اردوگاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعلیماتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعلیمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر