فرهنگ آریان‌پور

تعلیق - درحال -

#۵۸٬۲۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۲

suspense

معلق، درحال تعلیق، مردد، اندروایى، آویزانى

۳

suspensive

آویزشى، اندروا پذیرى، درحال تعلیق، درحال توقف، تعلیق، معلق