فرهنگ آریان‌پور

تعلل‌ کردن در عزیمت

#۵۸٬۲۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن