فرهنگ آریانپور
تعلل کردن
#۵۸٬۲۵۸
fence
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن
prorogue
(prorogate =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن
pussyfoot
(مثل گربه) دزدکى راه رفتن، آهسته و دزدکى کارى کردن، طفره رفتن، تمجمج کردن
procrastinate
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن