فرهنگ آریان‌پور

تعلیق

#۵۸٬۲۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pendency

تعلیق، آویختگى

۲

hang

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

۳

abeyance

(حقوق) بى تکلیفى، وقفه، تعلیق

۴

suspense

معلق، درحال تعلیق، مردد، اندروایى، آویزانى

۵

suspension

توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش

۶

suspensive

آویزشى، اندروا پذیرى، درحال تعلیق، درحال توقف، تعلیق، معلق

۷

precipitant

شتابزده، جدا شدنى، تعلیق، شدنى، باعجله، عامل رسوب

۸

interruption

انقطاع، تعلیق، وقفه، ایجاد وقفه

۹

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه