فرهنگ آریانپور
تعلیق
#۵۸٬۲۶۲
pendency
تعلیق، آویختگى
hang
(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق
abeyance
(حقوق) بى تکلیفى، وقفه، تعلیق
suspense
معلق، درحال تعلیق، مردد، اندروایى، آویزانى
suspension
توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش
suspensive
آویزشى، اندروا پذیرى، درحال تعلیق، درحال توقف، تعلیق، معلق
precipitant
شتابزده، جدا شدنى، تعلیق، شدنى، باعجله، عامل رسوب
interruption
انقطاع، تعلیق، وقفه، ایجاد وقفه
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه