فرهنگ آریان‌پور

ناکامی

#۱۹۷٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fiasco

شکست مفتضحانه، ناکامى، بطرى شراب

۲

bomb

بمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن

۳

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت

۴

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن

۵

deprivation

محرومیت، حرمان، فقدان، انعزال

۶

frustration

عقیم گذارى، خنثى سازى، محروم سازى، نا امیدى

۷

miscarriage

بى نتیجگى، عدم توفیق، حادثه ناگوار، سقط جنین غیر عمدى

۸

discomfiture

(discomfort =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن