فرهنگ آریان‌پور

ناکام‌ کردن

#۱۹۷٬۲۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

deprive

بى بهره کردن، محروم کردن، معزول کردن

۲

discomfit

خنثى کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان

۳

shipwreck

کشتى شکستگى، غرق کشتى، غرق، کشتى شکسته شدن