فرهنگ آریان‌پور

ناکام‌ کردن (2)

#۱۹۷٬۲۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

frustrate

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن