فرهنگ آریان‌پور

ناکامل

#۱۹۷٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

imperfect

ناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنى

۲

semiearly

(گیاه شناسى) ناکامل، نیم رس

۳

unperfect

غیر کامل، ناکامل، ناشى، نابلد، ناقص

۴

incomplete

ناتمام، ناکامل، ناقص، نا تمام، انجام نشده، پر نشده، معیوب

۵

partial

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به

۶

immature

نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه

۷

deficient

داراى کمبود، ناکارص