فرهنگ آریان‌پور

ناکام شدن

#۱۹۷٬۲۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fizzle

فش فش، زرزر، وزوز (صداى هیزم تر هنگام سوختن)، کوشش مذبوحانه، شکست، زه زدن روان‌ شناسی‌

۲

miscarry

بجایى نرسیدن، نتیجه ندادن، عقیم ماندن، صدمه دیدن، اشتباه کردن، بچه انداختن (در اثر کسالت و به طور غیر عمدى)

۳

frustrate

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن