واژههای فارسی←نابسمندفرهنگ آریانپورنابسمند#۱۹۵٬۹۴۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱immatureنا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه۲imperfectناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنىواژههای نزدیک در الفبانابزهکارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابسامانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابسامان شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابسامان کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابسامانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر