فرهنگ آریانپور
نابسامانی
#۱۹۵٬۹۴۲
mess
یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن
mixed
آمیخته، مخلوط، درهم، قاتى
storm
کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن
tumble
رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى
anarchy
بى قانونى، هرج و مرج، بى ترتیبى سیاسى، بى نظمى، اغتشاش، خودسرى مردم
disarray
اغتشاش، بى نظمى، درهم و برهمى
disorder
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن
disorganization
به هم ریختگى kerfuffle mare'snest