فرهنگ آریان‌پور

مطلعانه

#۱۸۷٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

informed

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن