فرهنگ آریان‌پور

مطلع کردن

#۱۸۷٬۵۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

inform

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن

۲

apprise

(apprize =) ـ (حقوق) برآورد کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، مطلع کردن، آگاهى دادن

۳

acquaint

آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن