فرهنگ آریانپور
مطلع کردن
#۱۸۷٬۵۹۰
inform
آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن
acquaint
آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
post
پست، شغل، پست کردن، بدیوار زدن، چاپار، نامه رسان، پستچى، مجموعه پستى، بسته پستى، سیستم پستى، پستخانه، صندوق پست، تعجیل، عجله، ارسال سریع، تیر تلفن و غیره، تیردگل کشتى و امثال آن، پست نظامى، پاسگاه، مقام، مسئولیت، آگهى و اعلان کردن
impart
سهم بردن، بهره مند شدن از، رساندن، ابلاغ کردن، افشاء کردن، بیان کردن، سهم دادن، بهره مند ساختن، افاضه کردن
illuminate
روشن ساختن، توضیح دادن، روشن کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانى کردن، موضوعى را روشن کردن، روشن (شده)، منور، روشن فکر
communicate
گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن