فرهنگ آریانپور
متعهد کردن
#۱۷۹٬۲۶۳
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن
commit
سپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن براى (مجازات و غیره)، متعهد به انجام امرى نمودن، سرسپردن
obligate
در محظور قرار دادن، متعهد و ملتزم کردن، ضامن سپردن، ضرورى