فرهنگ آریان‌پور

متعهد کرد

#۱۷۹٬۲۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

federate

متحد، وابسته، هم پیمان، هم عهد کردن، متعهد کرد، تشکیل کشورهاى متحد دادن